اولین ارائه دهنده خدمات بازاریابی مقاله ای در ایران

Latest Articles
تجربه ها و درس هايي از راه هاي طي شده: كف پاي صاف در كودكان و نوجوانان
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم پزشكي | امتياز :
اعلمي هرندي بهادر* *دانشگاه علوم پزشكي تهران

کف پاي صاف کودکان يکي از انواع طبيعي پا مي باشد و معمولا علامتي ندارد. با توجه به اينکه درد و خستگي پا بيشتر در کودکاني است که تاندون آشيل کوتاه دارند، ليکن بهتر است اين کودکان ورزش هايي را براي کشيدن و بلند کردن تاندون آشيل انجام دهند.

استفاده از کفش هاي طبي و کفي طبي در بيشتر موارد ناراحتي اين کودکان را تسکين مي دهد و به ندرت احتياج به عمل جراحي پيدا مي کنند. در صورت نياز به عمل جراحي حتي الامکان بهتر است اعمال خارج مفصلي انجام پذيرد نظير بلند کردن طول کناره خارجي پا با استئوتومي استخوان پاشنه و گذاشتن پيوند استخوان در آن.

بيشتر بالغين مبتلا به کف پاي صاف علامت دار، از کودکي اين مشکل را داشته و بعضا از کفش طبي و يا کفي طبي استفاده مي کرده اند.

در بعضي از اين افراد شلي مفاصل باعث افزايش فشار روي مفاصل استخوان هاي مچ پا شده و به تدريج باعث پيدايش تغييرات دژنراتيو و دردناک شدن پا مي گردد. استفاده از کفش طبي يا داروهاي ضد التهابي غير استروئيدي و در صورت نياز درمان جراحي در بالغين توصيه مي شود.

 
مقايسه كارايي فرآيند سونوشيميايي و فرآيند تركيبي سونوشيميايي با پراكسيد هيدروژن در حذف سيانيد از محيط هاي آبي
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم پزشكي | امتياز :
شكوهي رضا,محوي اميرحسين,بنيادي ضياالدين* *همدان، دانشگاه علوم پزشكي همدان، دانشكده بهداشت

سابقه و هدف: سيانيد يك ماده بسيار سمي است كه بطور معمول در فاضلاب صنايع متعددي از جمله آبكاري، معدن سازي فلزات، فلزكاري و تميزكاري فلزات وجود دارد. ورود اين ماده به محيط زيست مخاطرات بهداشتي زيادي را به همراه دارد. هدف از انجام اين تحقيق مقايسه كارايي فرآيند سونوشيميايي و فرآيند تركيبي سونوشيميايي و پراكسيد هيدروژن در حذف سيانيد از محيط هاي آبي بود.مواد و روش ها: در اين مطالعه تجربي از يك دستگاه مولد امواج فراصوت با توان 500 وات در دو فركانس 35 و 130 كيلوهرتز استفاده شد. غلظت اوليه سيانيد در تمام آزمايشات در دامنه بين 2.5 تا 75 ميلي گرم بر ليتر بود. در اين روش پراكسيد هيدروژن با نسبت هاي1 به 1، 3 به 1و 5 به 1به سيانيد اضافه شد و اثر فاكتورهاي pH محيط آبي، غلظت اوليه سيانيد، مدت زمان فرآيند، نسبت پراكسيد هيدروژن به سيانيد و فركانس سيستم اولتراسونيك بر كارايي حذف فرآيندهاي مورد نظر مورد بررسي قرار گرفت.يافته ها: نتايج حاصل از تحقيق نشان داد كه حداكثر كارآيي حذف سيانيد در فرايند سونوشيميايي (فركانس 130 كيلوهرتز، زمان تماس 90 دقيقه،pH=11 و با غلظت 2.5 ميلي گرم بر ليتر سيانيد) به 74 درصد رسيد در حاليكه در شرايط مشابه با فرآيند تركيبي سونوشيميايي و پراكسيد هيدروژن، كارايي حذف به 85 درصد رسيده بود.استنتاج: نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد كه كارايي فرآيند تركيبي سونوشيميايي و پراكسيد هيدروژن جهت حذف سيانيد از محيط آبي بيشتر از فرآيند سونوشيميايي مي باشد و بازده حذف سيانيد توسط اين روش با pH، فركانس، پراكسيد هيدروژن و زمان تماس رابطه مستقيم و با غلظت سيانيد رابطه عكس دارد.

اولتراسوند، سيانيد، سونوشيمي، پراكسيد هيدروژن، راديكال هيدروكسيل
 
بررسي تاثير غلظت هاي مختلف هيپوكلريت سديم بر ضدعفوني كردن قالب هاي آلژيناتي
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم پزشكي | امتياز :
معماريان مريم*,عظيم نژاد احمد *گروه پروتزهاي دنداني، دانشکده دندانپزشکي، دانشگاه علوم پزشکي تهران

زمينه و هدف: کنترل عفونت در مطبها و لابراتوارهاي دندانپزشکي جهت جلوگيري از انتقال بيماريها بسيار مهم است. از آنجاييکه بيماريهاي بسياري به وسيله خون و بزاق هر فرد از طريق قالبهاي گرفته شده از وي قابل انتقال است پس ضدعفوني کردن ماده قالبگيري بدون کاهش در دقت و ثبات ابعادي آن حايز اهميت است. هدف از اين تحقيق بررسي اثرات ضدميکروبي غلظتهاي مختلف محلول هيپوکلريت سديم (5.25، 2.5، 0.1، ... و 0.05 درصد) در زمانهاي (1 تا 10 و 15 و 20 دقيقه بر ماده قالب گيري هيدروکلوئيد غيرقابل برگشت بود.روش بررسي: در اين مطالعه تجربي (experimental) از باکتريهاي گرم مثبت و منفي استفاده شد و بعنوان ماده ضدعفوني کننده از هيپوکلريت هاي خانگي با غلظت 5.25% تحت نام تجاري وايتکس استفاده شد. پس از تهيه سوسپانسيون ميکروبي و رقتهاي مختلف هيپوکلريت سديم از روش ماکرودايلوشن استفاده شد تا غلظت موثر هيپوکلريت سديم در زمان معين معلوم گردد.يافته ها: غلظت 0.6% هيپوکلريت سديم در مدت زمان 2 دقيقه ميکروبهاي مورد مطالعه را از بين مي برد.نتيجه گيري: ضدعفوني کردن قالبهاي هيدروکلوئيدي غيرقابل برگشت به کمک هيپوکلريت 0.6% در مدت زمان 2 دقيقه به اندازه دستورالعمل ADA (ضدعفوني کردن قالبهاي آلژيناتي با هيپوکلريت 0.5% به مدت 10 دقيقه) در از بين بردن ميکروارگانيسم هاي مورد نظر موثر مي باشد.

 
شبيه سازي رفتار حرکتي رانندگان با استفاده از مدل بهينه سازي رانندگان
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم فني - مهندسي | امتياز :
سادات حسيني سيدمحمد*,وزيري منوچهر,جواديان رسول *پژوهشكده حمل و نقل، تهران، ايران

در اين مقاله يک مدل خرد ترافيک براي بررسي رفتار حرکتي رانندگان در قسمت اصلي آزادراه ارايه شده است. در اين مدل مانند مدل هاي سلولي سطح آزادراه به تعدادي سلول تقسيم شده كه در هر زمان هر سلول يا خالي است يا توسط يک وسيله نقليه اشغال شده است و حرکت وسايل نقليه با جابجا شدن آنها در سلول هاي آزادراه توصيف مي شود. در مدل پيشنهادي رفتار حرکتي رانندگان بر مبناي فرآيند بهينه سازي رانندگان جهت کاهش ريسك تصادف و افزايش سرعت توصيف شده است. در اين مدل رانندگان در هر گام زماني تصميم مي گيرند كه در گام بعدي به كدام سلول بروند تا با كمترين ريسك تصادف و بيشترين سرعت ايمن مواجه بشوند. يک نرم افزار شبيه سازي خرد ترافيک با استفاده از مدل سلولي براي شبيه سازي مدل پيشنهادي تهيه شده است. مقايسه نتايج به دست آمده از شبيه سازي با داده هاي جمع آوري شده از شرايط واقعي نشان داده که مدل پيشنهادي براي توصيف رفتار حرکتي رانندگان در آزادراههاي ايران معتبر است.

شبيه سازي، مدل سلولي، رفتار حركتي رانندگان، بهينه سازي، ريسك، سرعت ايمن
 
خصوصيات ضدعفوني كننده هاي رايج
ارایه کننده : سحر ميرشاهي | در تاريخ : December 3, 2006 | موضوع : علوم كشاورزي | امتياز :
دکتر رامین اشرافی

عموما" ضدعفوني كننده ها را مي توان به هفت گروه اصلي تقسيم بندي كرد كه عبارتند از :
1
- الكلها2- هالوژنها 3- تركيبات چهارتايي آمونياك 4- فنلها 5- قطرانهاي زغال سنگ 6- آلدئيدها 7- عوامل اكسيدكننده
 
بررسي رابطه ميان استرس و كارايي مديران پرستاري در بيمارستان هاي منتخب
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم پزشكي | امتياز :
سيرتي نير مسعود,خاقاني زاده مرتضي

پژوهش حاضر يك مطالعه توصيفي مقطعي مي باشد كه هدف آن بررسي رابطه ميان استرس و كارآيي مديران پرستاري شاغل در بيمارستان هاي تابعه دانشگاه هاي علوم پزشكي بقيه اله (عج) و ارتش است. در اين پژوهش 90 نفر از سرپرستاران از طريق سرشماري شركت نمودند. ابزار گردآوري داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات عمومي و آزمون هاي ارزيابي متغيرهاي استرس زاي رواني، فرم هاي ارزيابي كارآيي مديران و مقياس نمره گذاري ليكرت بود.براي تجزيه و تحليل داده ها از آزمون هاي آماري توصيفي و استنباطي استفاده شد. در اين بررسي 38.8 % مديران پرستاري داراي استرس خفيف 35.6% استرس متوسط و 25.6% آنان دچار استرس شديد بودند. همچنين 7% از مديران پرستاري كارآيي در حد خيلي كم، 9.7% آنان كارآيي در حد كم، 27.7% كارآيي متوسط، 32% كارآيي در حد زياد، 23.6% كارآيي خيلي زياد داشتند. ميان استرس و كارآيي سرپرستان رابطه آماري معني داري وجود داشت (p=0/001). همچنين، بين شدت استرس و ميزان كارآيي سرپرستان رابطه معني داري وجود داشت (p=0/01). بر اساس آزمون آماري انجام شده بين فشار رواني و گذراندن آموزش دوره مديريت رابطه معني داري وجود داشت (p=0/03). بين مديران پرستاري بيمارستان هاي دانشگاه هاي علوم پزشكي سپاه و ارتش از حيث استرس و كارآيي تفاوت آماري معني داري وجود نداشت. بر اساس نتايج حاصل از اين پژوهش مي توان با از بين بردن زمينه اي استرسي كارآيي مديران پرستاري را افزايش داد.

 
تفاوت بازارها و موسسات تجاری
ارایه کننده : | در تاريخ : May 6, 2011 | موضوع : گوناگون | امتياز :


مایکل مانگر(Michael Munger) اقتصاددان و استاد دانشگاه  و رئیس دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه آمریکایی دوک است.وی علاوه بر استادی دانشگاه به فعالیت های مطبوعاتی هم علاقه دارد و از رجال سیاسی به شمار می رود. مانگر در مقاله زیر نگاه تازه ای به پدیده قیمت  کرده است.

    ●نويسنده: مایکل - مانگر

●مترجم: مجيد - يوسفي

●منبع: سایت - رستاک - تاريخ شمسی نشر 08/06/1387  

 


وقتی که من اقتصاد سیاسی تدریس می کردم، شروع به تدریس تئوری مصرف نئوکلاسیک ها کردم. پس باید از تولید دفاع می کردم. برای دانش آموزان توضیح دادم که شیوه رفتار میلیون ها تنی که هرگز همدیگر را ملاقات نکردند اما از سوی قیمت ها مدیریت می شوند چه روابط شگفت انگیزی خواهد بود. منابع به سمت با ارزش ترین مصرف حرکت می کنند و کالاهای مصرفی به مصرف کنندگانی که آن را نیاز دارند تحویل داده می شود.
برای مثال، ایالات متحده نرخ ماده اتانول را به عنوان سوخت خود افزایش داد. این افزایش قیمت به سرعت روی نرخ ذرت در جهان تاثیر گذاشت همچنان که کارن کارتلن گزارشگر برزیلی نوشته بود: «هر چقدر قیمت ها افزایش پیدا کنند به همان نسبت امسال کشاورزان برزیلی ترغیب می شوند که در مرحله دوم بیشتر کشت کنند. و انتظار می رود صادرات معمولی ذرت این کشور از 42 میلیون تن به 48 میلیون تن افزایش پیدا کند. یک افزایش 230 میلیونی بوشلی.» 
هیچ کس کشاورزان برزیلی را به تغییر تولید ذرت هدایت نکرده است. یک مقاله ای آن را بطور کامل تشریح کرد: قیمت های بالاتر، کشاورزان را هدایت می کند. رهبران خودشان از قیمت ها نتیجه می گیرند. کشاورزان ممکن است هیچ تحلیلی نداشته باشند که چرا قیمت ذرت به 400 دلار در هر بوشل افزایش یافته است. (با وجود اینکه برزیل برای اتانول آن از شکر استفاده می کند نه ذرت) اما تولید ذرت برزیلی ها، در یک سال نزدیک به 15% افزایش یافته است. هیچ کس آن ها را مجبور به تغییر مسیر نکرده است. آنها خودشان این راه را انتخاب کرده اند. تولیدکنندگان دیگر ذرت در آرژانتین، مکزیک و چندین کشور افریقایی همین برنامه را دنبال کردند. هیچ کس درباره آن صحبت نمی کند و کسی دستوری نمی دهد. چون قیمت ها آنها را هدایت می کند.
هیچ نکته نادرستی در این درس وجود ندارد، هیچ روشی در ارائه دروسم به دانش آموزان تاثیرنخواهد گذاشت. اما یک مسئله مهم برای کسی که بطور بنیادی می خواهد بازار را بفهمد وجود دارد. و مسئله این است که قیمت ها مرکز نیروی هدایت کننده منابع و شکل گیری مصرف در یک اقتصاد بازار است. اما اقتصادی ترین فعالیت به نظر می رسد که در اولین نگاه هیچ تاثیری از قیمت نگرفته است. و در شرایط اقتصادی دلار، بیشترین تصمیمات تولید بطور مستقیم بوسیله هیچ قیمت قابل رویتی هدایت نمی شوند. 
اکثریت مردم در یک شرکت، کمپانی، یا سازمان بزرگ به کار مشغول هستند و آنها هرکدام یک کارفرما دارند. آنها افرادی هستند که خدمات کامپیوتری انجام می دهند، خدمات نگهبانی، مشاوره های قانونی، و تعداد زیادی که روزانه فعالیت می کنند وحقوقی به آنان پرداخت می شود. آنها از سوی کارفرمایانشان هدایت می شوند نه قیمت ها. کارفرما محاسبه می کند که آیا کارگر در کارش موثر بوده است یا نه. و یا آیا به منفعت شرکت سودی افزوده است یا نه. درچنین شرایطی، کارفرما باید سعی کند سردر بیاورد که آیا خدمات انسانی یا کامپیوترها به اندازه کافی وجود دارد؟ ( شم من به عنوان مسئولIT شما می گوید، نه هرگز) حالا، مدیر، تجهیزات را در بازار خریداری می کند و قیمت واقعی آن را می پردازد.
اما زمان، کامپیوتر را به پرسنل نمی فروشد. او آن را توزیع می کند. آیا این مسئله ارزش آن را دارد که در چارچوب علت افزایش سود یا افزایش ارزش سهم کمپانی آن را ارزش گذاری کنیم؟ کارفرما باید حدس بزند. خیلی از کارفرمایان در شرکت های مختلف حدس های متفاوتی می زنند. برای بعضی از شرکت ها این سودمند است. و برای بعضی بی فایده است. هیچ کس نمی داند چه انتخاب مشخصی به سمت سود یا ورشکستگی هدایت می شود. سپس روزی، در یک شرکت، مدیری شاید روی یک هوس خدمات کامپیوتری یا خدمات نگهبانی یا مشاوره قانونی را برون سپاری نماید.
کارفرما پس از آنکه به چند کمپانی دیگر قیمت را پیشنهاد می دهد تا همان سرویس را به این شرکت ارائه دهد یک شرکتی در همان شهر یا کشور قراردادی را با کارفرما امضاء می کند، نه کشوری نظیر هند یا ایرلند. و این موجب می شود که این شرکت ها مجبور شوند که با پیچ وتاب های رقابت بازار، خدمات مطلوبی را با قیمت پائین ارائه دهند. با مشاهده تفاوت قیمت های پیشنهادی مناقصه در این رقابت، کارفرما یک حقیقت را می آموزد. او می آموزد که تدارک و تجهیز چه حجمی از خدمات، چقدر ارزش دارد. و با کنار گذاردن کارمندانی که سابقا همین خدمات را در درون سازمان انجام می دادند چه مقدار پول ذخیره کند.
این سخت است که کارمندان را از کار بیرون کنیم، مخصوصا از زمانی که اکثر کارمندان به اندازه کافی با هوش هستند که برای پذیرش اجرای کار از کارفرما کار سخت انجام دهند. کارفرما همچنین یک کار سخت دیگر هم دارد و آن اینکه پرسنل درون سازمانی را تحریک کند. زیرا نگهبانی و مراقبت هر کارمند، گران و طاقت فرسا است. اما آن ساده است که قرارداد کارمندان را فسخ کنیم. زیرا شما فقط یک قرارداد جدیدی را با یک رقیب امضاء می کنید. چرا اجازه نمی دهیم که سیستم بازار محرک کارتان شود؟ اجازه بدهید تصور کنیم برون سپاری کارفرمای ما سود کمپانی را به طور چشمگیری افزایش می دهد و قیمت سهام را 18% در شش ماه افزایش می دهد. زندگی در این صورت برای کارفرما مطلوب است. بنابراین یک روز کارفرما فکر عجیب و غریبی در ذهنش جرقه می زند. او از خودش یک سوالی را می پرسد که هرگز قبلا در ذهن او ایجاد نشده بود: چرا هرگز نشده که اصلا کارمندانی نداشته باشد؟ چرا ساختمانی را برای کسب و کار در عهده دارد؟ چرا در منزل نمی نشیند و یک دمپایی راحتی برتن نمی کند و فنجان چای خوب نمی نوشد. و همه چیز را برون سپاری نمی کند؟ او می تواند برای خرید قطعات قراردادهایی را بنویسد، به کارگران برای جمع آوری قطعات پولی را پرداخت کند، از کمپانی های کشتی رانی برای بسته بندی و حمل تولیدات استفاده کند. کارفرما خرسند می شود. او به هیچ روی، این مردم را واقعا دوست ندارد. اغلب از خود سوالاتی می پرسد، و دائما درجستجوی این است که مسیری را پیدا کند که به او و انتظاراتش پاسخ دهد. در واقع یک ماه از حالا در پیش است. او ابتدا همه کارمندان را اخراج می کند. و قیمت های پیشنهادی را طراحی می کند، قطعات تولید، جمع آوری، و عرضه کردن مردمی که سابقا آن را انجام می دادند.
31 روز پس از آنکه همه کارمندان اضافی از موسسه رفته اند و قرارداد جدیدی تحت ضوابط موثری منعقد شد. کارفرما یک صبحانه خوبی می خورد، چایش را می ریزد، دمپایی اش را به پا می کند و درخانه قدم می زند. او در حال چک کردن ایمیل خود ناگهان متوجه می شود که 1239 پیام جدید دریافت کرده است. او به تلفن رجوع می کند و 485 تماس دارد. خدای من! این همه پیام!
آن مشخص می شود که تنظیمات قرارداد همه کارمندان، و جمع و جور کردن همه آن معاملات کاری متعدد به لحاظ زمانی و مکانی یک کار واقعا دشواری است.    
مدیر جلیقه اش را می پوشد و عجله می کند تا به تامین کننده قرارداد اولیه اش برسد.
شما چه انجام می دهید؟ ما یک قرارداد داریم!
تامین کننده می گوید شما دیگر چه کسی هستید؟
کارفرما نامش را از روی استیصال اعلام می کند. اگر او نتواند این قطعات را بدست آورد، هیچکدام از قراردادهای دیگر نمی تواند منعقد شود. تهیه کننده چک می کند.
آه، آهان. من دیدم سفارش رو. ما پرسنلی برای شما خواهیم داشت که تا انتهای هفته و شاید تا دوشنبه موضوع را دنبال کند. طی سه روز بعد، کارفرما اخراج شد، زیرا کمپانی به ورشکستگی افتاد. ارزش سهام 75% افت پیدا کرد و کارفرما از روی ناچاری مجبور می شود که دوباره اکثر کارمندان سابق را به همان کار سابق برگردانند.  
 
تئوری شرکت
اگر قیمت ها و مصرف چنین ساز و کار عظیم از هدایت منابع را سامان می دهند پس چرا شرکت ها تأسیس می شود؟ چرا هر چیزی برون سپاری نمی شود؟ چرا کارفرمایان در منزل نمی نشینند و دمپایی خرگوشی نمی پوشند؟ بعضی شرکت ها به دقت و جدیت می آیند، بسیاری از قطعات را از بازار می خرند و طبق قرارداد کارخانه ها، آن را می فروشند و با استفاده از قراردادهای کارمزدی با کارگران موقت آن را مونتاژ می کنند. اما خیلی ها، و اکثرا در چارچوب کارشان بیشتر از یک اسکلت ساختمانی هستند. آنان چه عرضه می کنند؟
برای حل این پازل، اجازه بدهید به تئوری مشهور تقسیم کار آدام اسمیت بازگردیم. این تئوری قدرت بازار را از حیث تقسیمات کار آشکار می سازد. کار به گروههای کوچک تر و وظایف تخصصی تر تقسیم می شود. مهارت های بالا، وسایل پیشرفته، و اقتصادی با تولیدات فزاینده به حدی که تعداد کمی از کارگران می توانند هزاران قطعه بیشتر از آن حدی که قبلا آنها می توانستند انجام دهند.
ما نتیجه می گیریم که بازارها حجم زیادی از کار را بطور فزاینده ای به سمت نیروهای تولید سوق می دهند. آیا آن ها انجام می دهند؟ آیا تقسیم کار در یک بازار خالص چگونه خواهد بود؟ هیچ چیز در درون سازمان انجام نخواهد یافت، این عملیات تنها در برون سازمانی روی می دهد. هیچ دستورالعمل یا سلسه مراتبی وجود ندارد، فقط افراد پاسخگوی قیمت های درون داده ها و برون داده های خود هستند. به عنوان مثال، ابتدا فرد سیستم را خریداری می کند، و سپس آن را به مزایده می گذارد. مزایده کنندگان بزرگ سیستم را خریداری می کنند و تغییرات سیستم را انجام می دهند و سپس سیستم را به مکان امنی که می تواند به خوبی نگه داری شود انتقال می دهند. سپس صاحب سیستم قطعه کوچکی از سیستم را می فروشد.
یک خریدار بطور بالقوه ممکن است که خود یک تراشکار قطعات باشد. او در این بخش ها به چند برشکار تماس می گیرد و اعتبار و جایگاه کالا و اعتبار خریدار را مورد بررسی قرار می دهد و از تابلوی اعلاناتی که جایگاه و شهرت خریدار را توصیف می کند. به همین منوال، هر گامی که بر می دارد، در هر گام، و در هر آشنایی در فرایند تولید از یک صنعتگر به یک صنعتگر دیگر نیازمند خواهد بود که در مورد اجرا، قرارداد و حمل و نقل از تولید به مرحله بعدی مذاکره کند.
آشکارا، این احمقانه است. چون هیچ کارخانه مثلا سنجاق سازی نمی تواند بدین روال کار کند. هزینه نگهداری تقسیم کار بخاطر افزایش هزینه ها در اجرای معاملات و کنترل کیفیت یک باتلاق است. به این دلیل که شرکت هرگز نمی تواند یک بازار باشد. این کارخانه است که بجای یک گروه از افرادی که با شرکت قرارداد بسته اند، بطور عملی و جداگانه هزینه اجرا و کنترل را ذخیره می کند. 
در این مواقع، قرارداد کارگران خاص تمدید می شود و طرحی از دستمزدها و پاداش ها به نسبت قیمت محصولات فراهم می شود. شکل قرارداد برای دوره طولانی به استثنای معاملات خرید و فروش منعقد می شود.
پس وظیفه اقتصادانان این است که دو پدیده اقتصادی را با یک تئوری تشریح کنند. ابتدا، چرا شرکت ها نسبت به بازارها در سازماندهی بعضی از قراردادها کارآمدترند. دوم، اگر شرکت ها تا بدین حد کارآمدند چرا هرگز در بازار قراردادها را منعقد نمی کنند. چه چیزی فاصله مکانی که موسسه تجاری سازماندهی قراردادهای اضافی را در داخل متوقف می کند و در عوض کالاهای و خدمات از بازارها تهیه می کند تعیین می سازد؟
این مسئله بوسیله یکی از پیشروان رویکرد ارزش قراردادها بنام رونالد کوز بیان شد. در مقاله قابل ملاحظه کوز در سال 1937میلادی دو عنصر شناخت مطرح شد.
اولا: شرکت هایی که قراردادی هستند وسیله ای برای کاهش هزینه فعالیت ها یا معاملات تلقی می شوند. گاهی اوقات تقسیم کار، به گروه های بزرگی از کارگران نیازمند است. اما مذاکره برای فروش، کار، خدمات و تولیدات در هر مرحله از تولید خیلی زمانبر و گران خواهد بود. بنابراین موجودیت موسسات تجاری زمانی محرز می شود که بطور تخصصی در جهت این فعالیت ها گام بردارند. موسسات تجاری در داخل با یکدیگر رقابت می کنند و فعالیت هایشان بوسیله نظارت و کنترل جهت داده می شود.
دوم، رونالد کوز ادعا می کند که مناسب ترین شکل موسسات تجاری این است که به طور مستقیم واکنش نشان دهند، اگر چه به روش غیرمستقیم با نیروهای بازار همراهی می کنند. واقعیت اینست که این گونه موسسات هم تعامل عمودی و هم در بازار سهم دارند. بنابراین بازار زمانی به عنوان محل کار محسوب می شود که توسعه و قرارداد شرکت توسط قیمت و کنش های مصرف کنندگان و تامین کنندگان جهت داده شود. شرکتهای که دچار اشتباه می شوند، که خود را توسعه می دهند یا به تعداد زیادی قرار داد می بندند، سود را از دست خواهند داد و حتی ممکن است به سمت ور شکستگی و نابودی سوق داده شوند.
 
اندیشه های غایی 
در این مقاله یک پرسش اساسی مورد سوال قرار گرفته و من می خواهم مطمئن شوم که خواننده متوجه اهمیت این سوال شده است. بیرون سپاری، یا درحیطه یک شهر یا در قلمرو یک اقیانوس، یک شکلی از انتقال یک معامله از یک سازماندهنده از یک موسسه تجاری به یک سازمانده در درون یک بازار. همه موسسات تجاری از ترکیب کار درخانه و بیرون سپاری استفاده می کنند. این خط ممیزی در کجا قرار دارد؟ چطور یک کمپانی تصمیم می گیرد که چه کالایی خریداری کند و چه کالایی تولید کند؟
پاسخ این پرسش، سود است. یک کمپانی باید تصمیم بگیرد کدام نگرش در هر مرحله هزینه را کمتر، و کیفیت را بهبود میدهد یا در چه صورتی می تواند سود را افزایش دهد. قیمت یک موضوع مهمی است، البته، برای مدیران. اما فعالیت روزانه اکثر کارمندان، در غالب شرکت ها، توسط قیمت تعیین نمی شود، راهی که قیمت می تواند تعیین کننده باشد انتخاب کشاورزان است. کارگران در بیشتر بخش ها یا توسط حقوق یا ساعت مورد سنجش و ارزیابی قرار می گیرند
شما ممکن است بگویید اما کجا قیمت ها تعیین کننده می شود! کارگران کار می کنند، شغلشان را برای سود تغییر میدهند. کشاورزان برزیلیایی می توانند همچنین شغلشان را تغییر دهند. آنها می توانند شغلشان را از کشاورزی به چوب بری یا به کارگر کارخانه تغییر دهند. نظرم بر این است که کارگر براساس محاسبه قیمت می گوید: امروز من چه بکارم؟ کارگر در یک شرکت قیمت را محاسبه نمی کند. اما تقریبا از کارفرمای خود می پرسد می خواهید در کاشت این گیاه چه کاری انجام بدهم؟
بطور اساسی در اکثر مواقع کارفرما نمی تواند در خارج از عرف روزانه شرکت قرارداد منعقد کند. وظیفه هماهنگی و نظارت، همانگونه که بعضی از نویسندگان اشاره کردند، ممکن دلیل اصلی موجودیت شرکت ها باشد. مسائل برطرف کردن هزینه های اجرای کار و مدیریت، بسیار سخت و پیچیده است.
بنابراین قیمت ها نیروهای مرکزی هدایت منابع و شکل گیری مصرف در یک اقتصاد بازار هستند. اما اکثر فعالیت اقتصادی به نظر می رسد بدون نفوذ قیمت ها روی می دهند. اکثر اشتغال و برحسب غالب تولیدات، انتخاب ها بطور مستقیم از سوی هیچ قیمت قابل رویتی هدایت نمی شوند.
 
  
 
تعيين دوز موثر درماني پرازي کوانتل به صورت حمام درماني عليه ديپلوستوميازيس ماهيان قزل آلاي رنگين کمان پرورشي
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم كشاورزي | امتياز :
نائم ثريا,عبدي كاظم*,نکويي فرد علي,الهي مجيد *سازمان دامپزشکي کشور

در تحقيق حاضر که به مدت 25 روز از 20/ 12/ 80 تا 20/ 1/ 81 بر روي 95 عدد ماهي قزل آلاي پرورشي جهت ارزيابي دوز درماني پرازي کوانتل (درونسيت) صورت گرفت نشان داد که ماهيان مورد بررسي در مزرعه تکثير و پرورش مورد مطالعه به ميزان 100 درصد به انگل Diplostomum Spathaceum آلودگي داشته اند. ميانگين انگل شمارش شده در چشم ماهيان پرورشي 5/ 36 و در ماهيان مولد 11/ 16 درصد گزارش مي گردد. همچنين نتايج بررسي هاي انجام گرفته بر روي اثرات درماني پرازي کوانتل نشان داد که حداقل دوز درماني موثر اين دارو جهت درمان بيماري ديپلوستوميازيس ماهيان قزل آلاي رنگين کمان به صورت حمام درماني 1mg/lit به مدت 24 ساعت مي باشد که مي تواند باعث مرگ انگل ها به ميزان 100 درصد گردد. همچنين جهت درمان اين بيماري مي توان از دوزهاي2mg/lit/24hو 10mg/lit/12hنيز استفاده کرد. بررسي هاي انجام گرفته در اين تحقيق حاکي است که مصرف دوز mg/lit 100 از دارو و دوزهاي بالاتر مي تواند باعث بروز اختلال و يا حتي مرگ در ماهيان گردد. مصرف دوزهاي10mg/lit/?h و100mg/lit/1h نشان دادند به ترتيب داراي اثرات درماني 15/ 89 و 11/ 81 درصد مي باشند که حاکي از آن است که مدت زمان تماس انگل با دارو (طول مدت درمان) تاثير مستقيمي بر اثرات درماني دارو دارد.

 
نگاهي به چالش هاي سياسي ايران در بهره برداري درياي خزر
ارایه کننده : | در تاريخ : May 6, 2011 | موضوع : گوناگون | امتياز :


     ● نويسنده: ميرمهرداد - ميرسنجري

● منبع: روزنامه - همشهری - تاريخ شمسی نشر 21/03/1382    

هم اكنون درياي كاسپين به عنوان بزرگ ترين درياچه جهان و سومين منبع ذخاير نفت و گاز دنيا (پس از خليج فارس و سيري) به عنوان منطقه اي حياتي توجه بيش از پيش كشورهاي منطقه و فرامنطقه را به خود معطوف كرده و بر اين اساس هر يك از كشورها مي كوشند از اين خوان پرنعمت سهم هر چه بيشتري را به خود اختصاص دهند. در اين ميان عملكرد ايران در مسائل اين دريا كه همواره نرمش و انعطاف پذيري يكسويه توام با خوشبيني غيرواقعي را به همراه داشته است، سبب گرديده، ديگر كشورهاي ساحلي با جسارت بيشتر حقوق تاريخي ايران در اين دريا را پايمال كرده و با ادامه وضعيت موجود، سهم نسل هاي حال و آينده ايران را از اين دريا و منابع عظيم آن با تهديد جدي مواجه نمايند.


 


پيشينه تاريخي


سواحل اين دريا همواره در طول تاريخ مسكن اقوام مختلف ايراني بوده كه به ويژه در كرانه هاي شرقي، غربي و جنوبي اين دريا زندگي مي كرده اند، از مهم ترين اين اقوام مي توان به كاسپي ها، تپورها، گيل ها، آماردها و هيرگاني ها اشاره كرد كه در مقاطع مختلف تاريخي نام اين اقوام بر اين دريا گذاشته شده است. از مهم ترين و قديمي ترين نام هاي تاريخي موجود مي توان به درياي كاسپين اشاره كرد كه در منابع باستاني يوناني و ايراني هم به آن اشاره شده است. كاسپي ها در بخش هاي جنوبي و جنوب غربي دريا مي زيستند و مورخان، آنها را بنيانگذار شهرهايي همچون قزوين و كاشان مي دانند.


البته در مقطع كوتاهي از تاريخ هم خزرها تنها به مدت سه قرن، از سده هاي هشتم تا يازدهم ميلادي به عنوان اقوامي غيربومي و مهاجر كه بيابانگرد بوده و روزگار مي گذرانيدند، در سواحل شمالي دريا مستقر شدند. با تهديدهاي اين قوم، ايرانيان مجبور شدند جهت جلوگيري از تجاوزات خزرها در مناطق حساسي از خاك ايران از جمله دربند (كه هم اكنون با نام جعلي Derbent بخشي از جمهوري داغستان فدراسيون روسيه را تشكيل مي دهد) استحكاماتي را پديد آورند. البته در تاريخ آمده كه روس ها براي نخستين بار در طول سال هاي ۹۰۸ تا ۹۱۲ ميلادي به سواحل ايراني اين دريا تاختند و تجاوز آنها در سال هاي ۹۴۳ و ۹۴۴ ميلادي با حمله به بردعه (منطقه قره باغ امروزي) ادامه يافت. اوضاع درياي مازندران از اواسط سده پانزدهم ميلادي با فتح قسطنطنيه (استانبول امروزي) و در اوايل سده شانزدهم با برقراري سلطنت تزارها در روسيه به تدريج دگرگون شد و استيلا بر اين دريا سرلوحه سياست هاي حاكمان روسيه قرار گرفت.


با برقراري سلطنت خاندان رومانوف (۱۶۱۳ ميلادي) و روي كار آمدن پتر (موسوم به كبير)، سياست روسيه در تجاوز به كشورهاي همسايه و آب هاي مرزي با عنوان «پتر تقسيمي» گسترش بيشتري يافت. راهبرد تجاوز روس ها به جنوب براساس وصيت نامه منصوب به پتر بود كه در سال ۱۶۱۰ ميلادي تنظيم شده و براساس آن در سال ۱۶۲۳ ميلادي تهاجم دوره اي به قلمروهاي مرز خاكي و آبي ايران آغاز شد. روس ها در اين تهاجم ها همواره با توسل به تنش هاي مرزي و با سوءاستفاده از اختلافات داخلي در ايران، طي جنگ هاي مختلف بخش هاي عمده اي از خاك ايران را جدا كردند، سياست كلان روس ها تاكنون در طول بيش از ۲۸۰ سال با تغيير حكومت ها هم عوض نشده و حتي پس از فروپاشي اتحاد شوروي نيز اين سياست كه براساس استيلاي كامل بر مناطق استراتژيك اطراف روسيه با به كارگيري هر حيله و نيرنگي استوار است، با شدت و جديت توسط دولت روسيه و ساير كشورهاي اقماري شوروي سابق همچنان دنبال مي شود.


 


پيشينه استيلاي روسيه


دولت روسيه در سال ۱۸۰۲ ميلادي گرجستان را از ايران جدا كرد و جهت دستيابي به آب هاي گرم خليج فارس، پس از پايان دوره هاي نخست جنگ با ايران در سال ۱۸۱۳ با تحميل عهدنامه گلستان بخش هاي عمده اي از ايران و شروان و منطقه ارمنستان را نيز از ايران گرفت. نارضايتي ايرانيان مناطق اشغالي و نيز غيرت به خروش آمده ايراني كه منجر به وقوع دور دوم جنگ بين ايران و روسيه شد باز هم با شكست ايران به عهدنامه تركمانچاي در سال ۱۸۲۸ منتهي شد كه براساس آن بخش هاي ديگري از ايران جدا شد. در اين قراداد استيلاي چند هزار ساله ايرانيان بر اين دريا نيز لغو و ايران از حق كشتيراني در اين دريا محروم شد. پس از استقرار نظام كمونيستي و تشكيل اتحاد شوروي اين كشور جهت جلب نظر همسايگان و پيشگيري از حمايت آنها از مخالفان انقلاب، تغييراتي جزيي را در قراردادهاي سابق اعمال كرد. از جمله عهدنامه مودت و دوستي در ۲۶ فوريه در سال ۱۹۲۱ بوده است كه هدف عمده آن تلاش براي بي طرفي ايران و تامين امنيت روسيه بوده است. براساس اين عهدنامه انحصار كشتيراني كه در قراردادهاي گلستان و تركمانچاي به روسيه واگذار شده بود، لغو گرديد و سپس در معاهده بازرگاني و دريانوردي هم كه ۲۵ مارس در سال ۱۹۴۰ به امضاي دو طرف رسيد، استفاده اشتراكي و برابر از دريا از سوي ايران و شوروي و نه هيچ دولت ديگر مورد تاكيد قرار گرفت و حتي در اين معاهده از درياي مازندران به عنوان «درياي ايران و شوروي» نام برده شده است. همچنين ماده ۱۲ قرارداد ۱۹۴۰ ناظر بر حق اختصاصي ماهيگيري در محدوده ده مايلي آب هاي ساحل بوده و بهره برداري بقيه آب ها به نسبت مساوي بين دو كشور به صورت مشاع تقسيم شده است. پس از فروپاشي شوروي در آغاز دهه ۱۹۹۰ ميلادي و تشكيل ۱۵ جمهوري مستقل، نخستين اجلاس سران كشورهاي ساحلي اين دريا به ابتكار ايران در ۱۶ فوريه ۱۹۹۲ در تهران تشكيل شد تا مابين كشورهاي جديد و دولت هاي ايران و روسيه هماهنگي هاي مختلف صورت پذيرد. البته نگراني ايران از چگونگي اجراي رژيم حقوقي اين دريا پس از فروپاشي شوروي كاملاً به جا بوده است. گو اين كه براساس مواد ۳۴ و ۳۵ كنوانسيون وين جانشينان كشور تجزيه شده ملزم به پايبندي به قراردادهاي گذشته خواهند بود. بر اين مبنا كشورهاي جايگزين شوروي سابق در كنفرانس آلماتي قزاقستان (۲۱ دسامبر ۱۹۹۱) و نيز بر اساس سند شماره ۴۶۵/۴۹A مورخ ۱۵ اكتبر ۱۹۹۴ متعهد شدند، معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ را بپذيرند و بر اجراي آن پايبند باشند. ولي ايجاد تغيير و تحولات و چرخش هايي در عملكرد برخي كشورهاي تازه استقلال يافته به تدريج تنش هايي را در روابط بين كشورها و موضع گيري هايي از آنها را به دنبال داشت كه دامنه آن همواره منافع ملي ايران را در اين دريا با تهديد جدي روبه رو ساخته است.


آغاز اين تعارضات به تاريخ ۲۰ سپتامبر ۱۹۹۴ باز مي گردد كه طي آن در بخشي از دريا كه دولت آذربايجان به عنوان بخش آذربايجاني دريا ناميد، شركت بين المللي عمليات نفتي آذربايجان با شركت هاي آمريكايي و انگليسي، قرارداد بزرگي را به نام «قرارداد قرن» كه به اختصار AIOC ناميده مي شود، منعقد كرد. عمليات اكتشاف و استخراج نفت با سرعت توسط آذربايجان اجرا شد، بدون توجه به اينكه قراردادهاي ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ به عنوان مبناي تعيين رژيم حقوقي درياي مازندران بر استفاده مشاع دو كشور ايران و شوروي تصريح شده و از طرف ديگر، تا تكميل قراردادهاي موجود هيچ يك از كشورها نمي توانند يكجانبه از منابع اين دريا بهره برداري نمايند. در اين راستا دولت روسيه نيز بلافاصله از اقدام آذربايجان به سازمان ملل و نيز به بريتانيا به عنوان يكي از طرفين اصلي قرارداد مذكور شكايت كرد و تاكيد كرد تا تعيين تكليف نهايي قراردادهاي پيش گفته لازم الاجرا است و هر تصميمي در دريا بايد به توافق جمعي برسد. ايران نيز پس از اقدام آذربايجان موضع مشابهي را عليه قراردادهاي آذربايجان و شركت هاي آمريكايي اتخاذ كرد و خواستار اعمال اصل مشاع در بهره برداري از دريا شد. به تدريج گزينه هاي مختلف حقوقي در اين دريا مطرح شد كه بر اين اساس هر يك از كشورها تاكنون سعي داشته اند گزينه اي را به كار گيرند كه بيشترين منافع را براي آنان به دنبال داشته باشد.


 


گزينه هاي مختلف رژيم حقوقي ۱


با توجه به تحولات جديد پس از فروپاشي مناسب است مروري بر گزينه هاي مطرح راجع به رژيم حقوقي اين دريا بياندازيم.


۱ - سيستم مشاع و استفاده مشترك (سهم ايران ۵۰ درصد كل دريا) : در اين سيستم كه در قراردادهاي ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ هم به آن تاكيد شده است هر بخش، از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب دريا به جز ده مايل ماهيگيري، بين دو كشور مشترك است و تصرف و انتفاع از هيچ بخشي از آن در انحصار يك كشور نيست و حضور هر كشور بيگانه اي منوط به جلب رضايت كشورهاي ساحلي ذي حق خواهد بود. بنابراين براساس قرادادهاي موجود اجراي اين شيوه تقسيم بهترين گزينه اي بوده است كه از يكسو سهم ۵۰ درصدي ايران را از اين دريا محفوظ مي دارد و از سوي ديگر با توجه به بسته بودن دريا و محيط زيست شكننده آن، زمينه همكاري مناسبي را از سويي بين ايران و از سوي ديگر بين بازماندگان شوروي سابق (با حق ۵۰ درصدي) ايجاد خواهد كرد.


۲ - تقسيم همزمان بستر و سطح آب بين ۵ كشور به صورت مساوي (سهم ايران ۲۰ درصد كل دريا): اين نوع تقسيم، پس از عقب نشيني ايران از رژيم مشاع و حق ۵۰ درصدي ايران در اين دريا توسط ما مطرح شده است. در اين شيوه تقسيم با وجود يك رژيم واحد براي بستر و سطح آب، ورود كشتي هاي خارجي از جمله روسيه و آذربايجان به آب هاي متعلق به ايران آزاد نخواهد بود و از تهديدات امنيتي در محدوده ۲۰ درصدي مربوط به هر يك از كشورها كاسته خواهد شد و حق تمامي كشورها در مناطق ملي بيست درصدي خود هم در بستر و هم در سطح آب محفوظ خواهد شد.


۳ - تقسيم براساس حقوق بين الملل درياها: (سهم ايران ۱۶ درصد كل دريا): در اين شيوه تقسيم كه مورد تاكيد قزاقستان است اصل بر آزادي تردد كشتيراني در درياها است. بر اين مبنا منافع ايران مي تواند مورد تهديد امنيتي ساير كشورهاي منطقه و فرامنطقه قرار گيرد.


۴ - تقسيم براساس بخش هاي ملي: (سهم ايران ۱۱ تا ۱۳ درصد از كل دريا): براساس اين نوع تقسيم كه بيشتر مورد نظر آذربايجان است، سطح و بستر دريا بايد براساس خط موسوم آستارا - حسينقلي (كه جمهوري آذربايجان ادعا مي كند مرز ايران با شوروي سابق بوده است) بين ايران و جمهوري هاي شوروي سابق تقسيم شود و چهار جمهوري شوروي سابق بايد به بخش هاي ملي به جاي مانده از قرارداد داخلي ۱۹۶۰ بين جمهوري ها پايبند باشند.


۵ - تقسيم بستر و آزادي سطح دريا: (سهم ايران ۱۱ تا ۱۳ درصد از كل دريا): براساس اين ديدگاه كه توسط روسيه بر آن تاكيد مي شود و توافق هاي انجام شده با قزاقستان هم در همين راستا صورت گرفته است، دريا به دو رژيم مختلف تقسيم خواهد شد، سطح دريا براي همه كشورهاي ساحلي آزاد و بستر و منابع زير دريا نيز تقسيم خواهد شد. از نظر امنيتي با توجه به قدرت دريايي قوي تر روسيه نسبت به ساير كشورها، اين كشور در پي آن است كه با قبولاندن اين طرح، دريا را به جولانگاه كشتي هاي جنگي خود تبديل كرده و قدرت از دست رفته گذشته خود را به نوعي بازيابد. از سويي قدرت محدود دريايي ايران در اين دريا نسبت به روسيه و حتي آذربايجان اين طرح را كاملاً به ضرر منافع ملي ايران قرار مي دهد. مانور نظامي روسيه بلافاصله پس از عدم پذيرش اين موضع روسيه از سوي ايران از اجلاس عشق آباد (۳ و ۴ ارديبهشت ۱۳۸۱) گوياي اين نكته است كه «روسيه از هيچ حربه اي (حتي نظامي) براي تحميل خواسته هاي خود دريغ نخواهد كرد. »


 


عملكرد كشورهاي حاشيه


برآورد حدود ۲۰۰ ميليارد بشكه نفت و ۸۹/۶ تريليون متر مكعب گاز طبيعي باارزش ۵ تريليون دلار، تمامي كشورهايي را كه به نوعي از منافع در اين دريا برخوردار هستند، وسوسه مي كند كه از انواع لابي هاي سياسي جهت تامين حداكثر منافع و سهم از اين دريا استفاده نمايند. دولت روسيه همان گونه كه پيشتر گفته شد، بر مبناي يك استراتژي بلندمدت كه به نوع حكومت هاي اين كشور ارتباطي ندارد، درصدد استيلاي هر چه بيشتر بر سرزمين هاي جنوبي است. اين سياست ترسيم شده توسط پتر در طول بيش از ۲۸۰ سال سبب جدايي سرزمين هاي زيادي از ايران شده است، گاهي با بهانه جنگ (همانند تحميل قراردادهاي تركمانچاي و گلستان بر ايران) و گاهي به بهانه سركوب شورش هاي محلي شورش خان خيوه كه روسيه با اين حربه منطقه فرارود را با همه شهرهاي كهن ايراني از جمله سمرقند، بخارا، مرو و خوارزم به اشغال خود درآورده و آن مناطق را از خاك ايران جدا كرده است. علاوه بر سياست هاي گسترش ارضي، اتحاد جماهير شوروي از سال ۱۹۴۹ بدون در نظر گرفتن منافع ايران در اين منطقه، استخراج نفت از دريا را شروع كرد و به صورت عملي قراردادهاي ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ را مبني بر حق بهره برداري كاملاً مساوي از دريا توسط ايران و شوروي را ناديده گرفت.


اتحاد شوروي سابق حتي با توجيهي غيرعلمي مبني بر شيب دريا به سمت ايران و تجمع ذخاير نفتي در مناطق ساحلي ايران از احداث و بهره برداري چاه هاي حفاري نفت در ايران جلوگيري مي كرد اين كشور كه متاسفانه در برهه هاي مختلف تاريخي با تزوير در نقش دوستي مطمئن از پشت به ملت ايران خنجر زده است، در دوره پس از فروپاشي هم توانست سال ها نگاه سياست گذاران ايران را به دنبال خود داشته باشد ولي با توجه به اين كه اين كشور بارها نشان داده كه براساس مصلحت و منافع سياسي اقتصادي براي خود حاضر است تمامي پيمان ها و قول و قراردادها را زير پا بگذارد، موضع گيري هاي روسيه در مورد اين دريا هم سبب شد مسئولان ايران به اشتباه بزرگ خود مبني بر اعتماد بيش از حد به روسيه پي ببرند. هم اكنون روسيه به عنوان جانشين شوروي سابق همان سياست هاي گذشته را ادامه مي دهد و بر اين اساس ضمن انعقاد پيمان هاي متعدد دفاعي با كشورهاي تازه استقلال يافته همسو براساس همين پيمان ها عليرغم وجود مرز مشترك، نيروهاي مرزبان خود را به مرزهاي تاجيكستان و افغانستان هم گسيل داشته است. اين كشور بر اساس سياست «خارج نزديك» از سال ۱۹۹۲ مرزهاي جمهوري هاي شوروي سابق را مرزهاي خود مي داند و به ويژه در درياي مازندران مترصد فرصتي است كه حاكميت بلامنازع دريايي را با نيروهاي نظامي خود ايجاد نمايد تا بتوانند با بهره برداري هر چه بيشتر از ذخاير نفتي موجود، اقتصاد خود را سامان بخشد. بنابراين تاريخ به ما آموخته كه هيچ گاه به روسيه نمي توان اعتماد كرد چرا كه سال ها است روسيه با برگ ايران در برابر آمريكا اقدام به امتيازگيري مي كند. دولت آذربايجان ديگر كشور منطقه است كه منافع ملي ايران در اين دريا را به چالش طلبيده و به علاوه محيط زيست دريا را در معرض خطر نابودي قرار داده است. البته سال ۱۹۹۰ مي توانست سال خوشي براي ساكنان هر دو سوي ارس باشد، هنوز خاطره اهتزاز پرچم ايران در آران و شروان و به آب زدن فرزندان جدا افتاده ايران كه خود را به ارس مي افكندند تا به مام ميهن برسند، از خاطرات ما محو نشده است. در آن مقطع تاريخي اين فرصت پيش آمده بود كه بخشي از خاك غصب شده توسط روسيه پس از فروپاشي شوروي به ايران باز گردد ايران در اقدامي شتابزده آران و شروان تاريخي را با نام مجعول آذربايجان (كه ساخته و پرداخته سياست هاي تفرقه افكن شوروي سابق بود) در جوار مرزهاي آذربايجان واقعي در ايران به رسميت شناخت.


اين استقلال پيامدهاي زيادي را هم از نظر تهديد امنيت مرزي و تماميت ارض ها به دنبال داشت و هم مشكلات زيادي را بابت احقاق حق ايران در اين دريا فراروي ما نهاد.


ايران به دليل عدم توجه به تهديدهاي رقيبان در منطقه و نيز جدي نگرفتن تلاش هاي كشورهايي نظير تركيه، حتي بازارهاي اقتصادي و تجاري آسياي مركزي و قفقاز را از دست داد و آن را كاملاً در اختيار تركيه و كشورهاي غربي نهاد. با وجود مرز بيش از هزار كيلومتري ايران با كشورهاي شوروي سابق و مرز كوچك ۱۵ كيلومتري تركيه با نخجوان به عنوان بخشي جدا از خاك آذربايجان، فعاليت ها و حمايت هاي تركيه از جمهوري هاي ترك زبان (با هدف تشكيل توران بزرگ) تاثيرپذيري زيادي را از سوي سران اين جمهوري ها سبب گرديد، به گونه اي كه پس از اعتراض عملي ايران به كشتي هاي اكتشافي شركت BP كه از سوي آذربايجان، در حوزه نفتي ايراني البرز شروع به فعاليت كرده بود (در تابستان ۲۰۰۱) دولت تركيه با همراهي آذربايجان با اطلاق اين حوزه نفتي ايراني به حوزه «آلو» اقدام ايران را تجاوز به حريم آذربايجان به حساب آورده و هواپيماهاي جنگي خود را براي تهديد ايران به آذربايجان گسيل داشت. جالب اينكه خلف اف نماينده اين كشور در اين دريا براي دور نگاه داشتن ايران از مناقشه ناگورنو قره باغ و حمايت احتمالي از ارامنه اين منطقه كه ۲۰ درصد خاك آذربايجان را در اختيار دارند، ادعا كرد. مسئله دريا مسئله اي جدا از مناقشات قفقاز است و ايران در صورت ارائه حسن نيت در قفقاز نبايد انتظار جبران آن را در موضع گيري آذربايجان در دريا داشته باشد. اين كشور در راستاي منافع ملي خود با برقراري رابطه اي مستحكم با آمريكا، اين كشور را مجاب كرد تا خط لوله انتقال نفت باكوجيحان را علي رغم پرهزينه و طولاني تر بودن نسبت به مسير ايران از آذربايجان به تركيه بكشند. و علاوه بر آن جهت تامين منافع آمريكا در اين دريا درخواست كمك ۵/۴ ميليارد دلاري از آمريكا را داده است. تا با همسان سازي مواضع راهبردي خود با آمريكا، كنترل انرژي به غرب را خود به دست گيرد.


كوتاه سخن اينكه:


۱ - در حقوق بين المللي درياها هر يك از پهنه هاي آبي روي زمين از رژيم خاص خود برخوردار است كه بايد براساس توافق همه كشورهاي ساحل تعيين شود نه تعدادي از كشورها و در صورت عدم توافق مسئله مي تواند به دادگاه بين المللي لاهه ارجاع شود.


۲ - استفاده يكجانبه شوروي سابق از دريا نمي تواند مبني بر عدم حق ايران در بهره برداري از منافع نفتي اين دريا تلقي گردد.


۳ - همان گونه كه پيش تر گفته شد، روسيه و ديگر كشورهاي ساحلي با لطايف الحيل در تلاش هستند، همان گونه كه ديدگاه رسمي ايران را از تعقيب حق مسلم ۵۰ درصدي از دريا به ۲۰ درصد عوض كردند، ايران را به دريافت سهم ،۱۶ ۱۲ و يا ۱۱ درصدي از اين دريا راضي كنند.


۴ - با توجه به عدم ارتباط تحولات مرزي در شوروي به ايران رضايت به سهم ۲۰ درصدي مبني بر تقسيم پنج قسمتي دريا غيرمنطقي است چرا كه با توجه به پتانسيل تجزيه طلبي در جمهوري هاي ساحل دريا از جمله منطقه داغستان روسيه و نيز منطقه تالشان در جنوب شرقي آذربايجان سهم ايران مي تواند به يك ششم يا يك هفتم و حتي كمتر نيز كاهش يابد.


۵ - اعتراض هميشگي ايران به پيمان هاي دوجانبه و چندجانبه مابين جمهوري هاي اقماري شوروي سابق هيچ سودي براي ما به دنبال نخواهد داشت و انفرادي عمل كردن ايران هيچ آينده روشني فراروي حقوق ايران متصور نخواهد بود.


۶ - نياز حياتي به متحد استراتژيك در مقوله هايي از اين دست، ايجاب كرد ايران اعتماد بيش از حدي را در قبال روسيه به كارگيرد كه نتيجه اين سياست، جري تر شدن و دشمني عيان تر روسيه نسبت به حقوق ايران در اين دريا بود.


۷- مسائل حل نشده مابين ايران و آمريكا به عنوان دستاويزي براي كشورهاي منطقه سبب سنگ اندازي در هر گونه سرمايه گذاري كلان در ايران شده است به گونه اي كه با وجود موقعيت استراتژيك ايران و كوتاه تر و باصرفه تر بودن اين مسير، كشورهاي ساحلي از تنگناهاي سياست خارجي ايران در قبال آمريكا، سوءاستفاده كرده و مي كوشند علاوه بر محروم كردن ايران از منابع عظيم نفت و گاز دريا منافع هر چه بيشتري را نصيب خود نمايند.


۸ - با توجه به اين كه پس از فروپاشي شوروي ايران فرصت هاي طلايي بهره گيري سياسي، اقتصادي از آن موقعيت را به راحتي از دست داد و به ديگر كشورهاي منطقه و خارج از منطقه واگذار كرد، ملت ايران اين انتظار را دارد كه نمايندگان ملت حداقل پيرو اصول ۶۶ و ۶۸ قانون اساسي جلوي هرگونه تغيير مرزي، اعم از خاكي و آبي را بگيرند و با سياست هاي واقع بينانه و تامين منافع ملي نسل هاي فعلي و آينده را در سرلوحه تصميمات خود قرار دهند.


 


پي نوشت:


۱.خزر و منافع ملي جمهوري اسلامي ايران - مركز مطالعات و تحقيقات دفاعي ندسا  
 
بررسي ارتباط نوع زايمان با اختلالات تنفسي نوزادان ترم متولد شده در بيمارستان هاي آموزشي دانشگاه علوم پزشكي اهواز
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم پزشكي | امتياز :
نجار شهناز*,افشاري پوراندخت,سحرخيز نسرين *گروه مامايي، دانشگاه علوم پزشكي اهواز

مقدمه: بررسي حاضر جهت وجود احتمال ارتباطي منطقي مابين نوع عمل زايمان با اختلالات تنفسي نوزادان به موقع متولد شده در بيمارستان هاي آموزشي دانشگاه علوم پزشكي اهواز انجام شد.مواد و روش ها: جهت بررسي، 600 خانم باردار به تفكيك در سه گروه سزارين قبل از شروع درد (150 نفر)، ‌سزارين پس از شروع درد (150 نفر) و زايمان طبيعي (300 نفر) كه داراي شرايط جامعه پژوهش بودند از ما بين 2600 خانم باردار انتخاب شدند. گروه ها از نظر تعداد زايمان، سن حاملگي، جنس و وزن نوزاد، به صورت همسان انتخاب گرديد. جهت گردآوري داده ها از يك فرم اطلاعاتي و فرم مشاهدات تنظيم شده استفاده شد. تجريه و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و با استفاده از آمار توصيفي و مقايسه نسبت ها انجام شد.يافته هاي پژوهش: نتايج به دست‌آمده نشان داد كه بين نوع زايمان و آپگار دقيقه اول و پنجم نوزادان ارتباط معني دار وجود ندارد. در خصوص رابطه نوع زايمان با سندرم زجر تنفسي نوزادان بين سزارين قبل از شروع درد و زايمان طبيعي با P=0.008 و سزارين قبل از شروع درد و پس از شروع درد با P=0.02 ارتباط معني داري وجود داشت.در زمينه ارتباط نوع زايمان با تاكي پنه زود گذر نوزادان بين سزارين قبل از شروع درد و زايمان طبيعي P=0.007، و سزارين قبل از شروع درد با P=0.02 معني دار بود ارتباط بين سزارين پس از شروع درد و زايمان طبيعي ازنظر سندرم زجر تنفسي و تاكي پنه زود گذر نوزادان معني دار نبود.نتيجه گيري نهايي: شروع درد زايمان در زمان كامل، ‌فاكتور پيش بيني كننده خوبي براي رسيدگي ريه جنين در خانم هايي كه تحت عمل سزارين قرار مي گيرند مي باشد.

 
تهديد سلامت تالاب انزلي توسط مخاطرات زيست محيطي ناشي از آلاينده ها
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم پزشكي | امتياز :
بشارتي نائره* *مركز آموزش عالي علمي - كاربردي ميرزا كوچك خان

مقدمه: آلودگي مهمترين عاملي است كه باعث تهي شدن و از بين رفتن منابع استفاده آب مي شود. در حال حاضر منظور از آلودگي عبارت است از وارد نمودن موادي به داخل محيط آب توسط انسان كه اثرات نابود كننده و مخرب حاصله براي موجودات زنده زيان آور و در بردارنده خطراتي براي سلامت انسان يا مانع فعاليتهاي جاري در محيط آبي و همچنين آسيب زننده به كيفيت آب مورد استفاده مي باشد. احتمالا يكي از آلوده ترين آبريز حوزه درياي خزر، رودخانه زرجوب شهرستان رشت مي باشد كه از طريق مرداب انزلي وارد بحر خزر مي شود. اين رودخانه در طول مسير خود توسط منابع متعددي مانند پساب كارخانه ها و كشاورزي در منطقه و فاضلابهاي شهري و خانگي آلوده مي شود.روش تحقيق: براي تعيين كلر از روش موهر وولهارد و به وسيله تيتراسيون و براي تعيين كلسيم و منيزيم از روش تيتراسيون كمپلكسومتري با اتيلن دي آمين تترااستيك اسيد استفاده شده كه براي بلوك كردن كلسيم از اگزالات آمونيوم و براي بلوك كردن منيزيم از سود استفاده مي كنيم. و براي سولفات از رسوب دادن به كمك كلرور باريم استفاده مي شود. براي تعيين سديم و پتاسيم از فلم فتومتر استفاده نموده و براي تعيين BOD از BOD متر و براي تعيين COD پس از جوشاندن توسط يك اسيد دي كرومات اضافي با افزودن يك ماده كم كننده نظير فروسولفات آمونيوم اندازه گيري مي شود.يافته هاي پژوهش: تشخيص منابع آلوده كننده رودخانه زرجوب و بررسي فاضلاب صنعتي وارد شده به داخل رودخانه بوده و بدين منظور چند ماه متوالي از سال از رودخانه نمونه برداري شده و به بررسي غلظت و تغييرات عناصرCL-Na-K-Ca-Mg-SO4 و پارامترهاي BOD-COD در 5 ايستگاه اختيار شده كه شامل: 1- بالا دست رودخانه (بهدان) 2 و 3- محل تخليه فاضلاب 4- شش كيلومتر بعد از ريزش فاضلاب 5- دو كيلومتر مانده به تلاقي با گوهر رود پرداخته شد.نتيجه گيري: از روي غلظت ميانگين عناصر در ماههاي كم باران (تابستان) و پرباران (زمستان) در ايستگاههاي پنجگانه مي توان نتيجه گرفت كه ميزان املاح و عناصر در بالادست رودخانه در مينيمم خود بوده و در 2 ايستگاه مربوط به ورورد فاضلاب بيشترين آلودگي را داشته و در فواصل بعدي به دليل ترقيق مقداري كاهش مي يابد. در هر صورت بار آلودگي ناشي از فعاليت صنايع از طريق رودخانه وارد تالاب انزلي و از آنجا وارد درياي خزر مي گردد كه قطعا از نظر زيست محيطي نامناسب بوده و عوارض جدي از جمله دشوار كردن زندگي ماهيها و ساير موجودات آبزي به بار خواهد آورد. بطور كلي كاهش مقدار اكسيژن به چهار صورت امكان پذير مي باشد كه شامل كاهش نسبت فتوسنتز و نابودي گياهان كه به دليل ورود موادي كه باعث كدورت بيشتر آب مي گردند تشديد مي گردد و به دليل عدم نفوذ نور سبب توقف فتوسنتز و نابودي گياهان و مصرف كنندگان اوليه مي گردد. مورد دوم مربوط به ورود مواد با درجه حرارت بالا از فاضلاب كارخانجات بوده كه سبب كاهش حلاليت اكسيژن و افزايش رشد باكتريها و در نتيجه كاهش اكسيژن مي گردد. مورد سوم حالتي است كه مواد پخش كننده در سطح آب سبب عدم تبادل اكسيژن گرديده و BODافزايش مي يابد و مورد آخر به دليل آلوده كننده هاي آلي موجود در فاضلاب چون توسط باكتريهاي موجود شكسته مي شوند و نيز آلاينده هاي معدني مانند نمكهاي آهن فعل و انفعالات تبديل كننده اين نمكها به گونه هاي شيميايي سبب مصرف اكسيژن مي گردد و بنابراين مجموع اين عوامل منجر به افزايش BOD-COD مي گردد.

 
نقش نيروهاي نظامي و بهداري رزمي در امداد و انتقال در بلايا و حوادث غير مترقبه
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم پزشكي | امتياز :
غنجال علي* *ايران، تهران، دانشگاه علوم پزشکي بقيه اله «عج»، پژوهشکده طب رزمي، مرکز تحقيقات بهداري در رزم

بشر همواره در معرض بلايا و حوادث غير مترقبه بوده و خواهد بود. در اين رهگذر افراد زيادي جان و يا سلامتي خود را از دست داده اند و خسارات زيادي به بار آمده است. در اين گونه سوانح گروهي، به علت مشكلات وسيع و پيچيده اي كه اتفاق مي افتد، در اكثر موارد مشاركت همگاني ضروري مي باشد. در دنياي امروز يكي از سازمان هايي كه عموما طي اين حوادث مشاركت فعال دارند، سازمان هاي نظامي و نيروهاي تابع آن هستند. اين نيروها به علت ويژگي و آمادگي هاي خاصي كه دارند از قدرت مانور خوبي برخوردار بوده و مي توانند در نقش هاي مختلفي ظاهر شده و ارايه خدمات نمايند. يكي از اين نقش ها كمك به عمليات امداد و نجات، درمان پزشكي و انتقال مصدومين، مجروحين و افراد نيازمند در منطقه صدمه ديده است. بهداري رزمي با بهره گيري از پرسنل درماني (در سطوح مختلف) تجهيزات پزشكي و دارويي، مراكز درماني ثابت و سيار، وسايل انتقال مصدومين و مجروحين و ساير امكانات ارتباطي نقش موثري در ارائه خدمات امدادي بر عهده دارد. هدف اين مقاله بيان نقش نيروي نظامي در سوانح گروهي با تاكيد بر چگونگي نحوه عمل بهداري رزمي در اين موارد مي باشد.

 
برآورد ضريب انتشار طولي در مجاري روباز طبيعي به کمک شبکه هاي عصبي مصنوعي
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم فني - مهندسي | امتياز :
كاشفي پور سيدمحمود* *دانشکده مهندسي علوم آب، دانشگاه شهيد چمران، اهواز

اين مقاله کاربرد شبکه هاي عصبي مصنوعي را براي مدلسازي ضريب انتشار طولي که از مهمترين پارامترهاي هيدروليکي معادله ديناميکي پخش و انتشار است شرح مي دهد. مقدار بدون بعد انتشار (Dl/HU*) بر اساس چهار پارامتر بدون بعد ديگر شامل زبري نسبي (ks/H)، نسبت عمق به عرض بالاي جريان (H/W)، نسبت سرعت برشي به سرعت متوسط جريان (U*/U) و عدد رينولدز جريان (UH/v) مدلسازي شده است. 81 گروه اندازه گيري در رودخانه هاي کوچک و بزرگ موجود در منابع، جمع آوري و براي مدل شبکه عصبي مورد استفاده قرار گرفت. مدل نهايي پس از صحت يابي، با نتايج دو مدل منتشر شده در منابع مقايسه شد. نتيجه اين مقايسه نشان داد که مدل شبکه عصبي مي تواند تا حدود 14 درصد، ضريب انتشار طولي را دقيق تر برآورد کند.

شبکه هاي عصبي مصنوعي، ضريب انتشار طولي، انتقال آلودگي، انتقال رسوب، معادله ديناميکي پخش و انتشار
 
مطالعه شناسايي و تراکم جمعيت گونه هاي سن هاي شکارگر زير خانواده Heteroptera: Anthocoridae) Anthocorinae) از مزارع سيب زميني، يونجه و گندم سه منطقه از استان آذربايجان شرقي
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم كشاورزي | امتياز :
فتحي سيدعلي اصغر*,نوري قنبلاني قدير,فرشباف پورآباد رضا,حدادايراني نژاد كريم,ولي زاده مصطفي *دانشکده کشاورزي، دانشگاه محقق اردبيلي

گونه هاي سن هاي شکارگر زيرخانواده Anthocorinae در مزارع يونجه، سيب زميني و گندم سه منطقه استان آذربايجان شرقي در طي سال هاي 1381 تا 1383 شناسايي شدند. در شناسايي گونه هاي سن هاي شکارگر زيرخانواده Anthocorinae از مشخصات تاکسونوميکي قسمت هاي مختلف بدن و نيز شکل پارامر حشرات کامل نر استفاده گرديد. در مزارع سيب زميني و يونجه چهار گونه سن شکارگر O. horvathi (Reuter), O. minutus (L.), Orius niger Wolf. و Anthocoris pilosus (Jakovlev) مشاهده شدند که از تريپس ها نظير Thrips tabaci Lind ، شته ها از جمله Aphis craccivora Koch. و Acyrthosiphon pisum Har. و کنه ها نظير Tetranychus urticae Koch. تغذيه مي کردند. در مزارع گندم فقط گونه niger O. مشاهده شد که از تريپس ها نظير Haplothrips tritici Kur. و شته ها از جمله Schizaphis graminum Rond. و Sitobium avenae F. تغذيه مي کرد. کليد شناسايي براساس ويژگي هاي تاکسونوميکي متمايز کننده اين گونه ها و نيز توصيف مختصر ويژگي هاي ريخت شناسي گونه ها به تفکيک آورده شده است. گونه O. niger در بين سن هاي آنتوکورينه مزارع يونجه، سيب زميني و گندم استان، غالب بود. همچنين در هر سه منطقه مورد مطالعه تراکم جمعيت O. niger در مزارع گندم و تراکم جمعيت هر 4 گونه سن شکارگر آنتوکورينه در مزارع يونجه و سيب زميني، در مرحله گلدهي در مقايسه با مرحله رويشي قبل از گلدهي آنها بيشتر بود.

سن شکارگر، Anthocorinae ، تاکسونوميکي، تراکم جمعيت و استان آذربايجان شرقي
 
آزمايشات تجربي فرايند برخورد قاره اي در مقابل فرورانش، نگرشي بر تكتونيك ايران
ارایه کننده : | در تاريخ : March 17, 2011 | موضوع : علوم فني - مهندسي | امتياز :
ريگارد و.,بليه اوليويه,مارتينود ژ.,فاسينا س.

در اين مقاله با استفاده از مدلهاي آزمايشگاهي رفتار پهنه برخوردي - فرورانش مورد بررسي قرار گرفته است. اين آزمايشات به درك ما از تكتونيك پهنه مرزي بين كوههاي زاگرس و گوه افزايشي مكران كمك مي كند. صفحات ليتوسفري با استفاده از صفحات ماسه اي - سيليكوني شبيه سازي شده كه بر روي سيروپ گلوكز شناور است. اختلاف دانسيته بين صفحات ليتوسفري اقيانوسي و قاره اي با استنوسفر بازسازي شده است. مدلهاي آزمايشگاهي، همگرايي بين دو صفحه ليتوسفري را كه در آن يك صفحه كوچك به يك صفحه بزرگتر برخورد مي كند را شبيه سازي نموده است. اين آزمايشات شواهد مربوط به تغيير شكلهاي سطحي در پيشاني صفحه برخورد كننده و بالاي پهنه فرورانش اقيانوسي (كه خود به رفتار لبه صفحه اقيانوسي در زير پهنه برخوردي بستگي دارد) را ارايه مي كند. شكستگي و رهايي لبه ليتوسفر اقيانوسي كه به دنبال فرورانش صفحه كوچك برخورد كننده اتفاق مي افتد به فرايند برخورد كمك مي كند زيرا رهايي و غرق شدن لبه ليتوسفر به افزايش فشار در جلوي صفحه برخورد كننده و كشش در بالاي صفحه اقيانوسي مجاور منجر مي شود. اين افزايش فشار و كشش به نوبه خودمسوول ظهور هندسه خاص مرز صفحات برخورد كننده است. بر عكس حالت فوق، هنگامي كه لبه فروزنده ليتوسفر اقيانوسي تغيير شكل قابل توجهي را در عمق متحمل نشود، بسته شدن پوسته اقيانوسي با يك دوره طولاني تر فروزانش ليتوسفر قاره اي همراه خواهد بود كه در طي آن رژيم تكتونيكي در بخش وسيعي از قاره كاملا يكنواخت باقي مي ماند. در جنوب شرقي ايران، گذار بين زاگرس و مكران در يك پهنه وسيع از تنگه هرمز تا كوههاي شرق ايران گسترش يافته است. اين موضوع بيانگر آن است كه لبه فروزنده ليتوسفري در عمق از پيوستگي برخوردار است. در مقابل، پهنه گسلي چمن كه بين مكران و هيماليا واقع است يك پهنه باريك است كه به طور آشكارا بر يك بريدگي در لبه فروزنده دلالت دارد.